العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
299
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
كه عامّه و خاصّه نقل كردهاند ، راوندى در ضوء الشّهاب بعد از نقل اين روايت گويد ، پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مؤمن را تشبيه فرموده بزندانى چون مؤمن از آن جهت كه مقيد است بدستورات و اوامر و نواهى پروردگار ، دنيا برايش تنگ ، و دستش در دنيا بسته ، و بتازيانه ترس دچار است ، مبتلاى بخواستههاى نفس ، و آزموده بآسيبهاست ، به عكس كافر كه افسارش كاملا گسيخته است ، و براى هر گونه شهوترانى از طريق شكم و دامن تمكن دارد ، بطيب نفس و گشايش سينهاش ، هر چه بخواهد راهش باز است ، بنقشهاى كه شيطان برايش ميكشد ، نه تنگى دارد و نه غدقن ، صبح و شام در شهواتش غوطهور است هر طورى كه اراده كند و دلش بخواهد ، پس گويا دنيا براى او بهشت است و از لذتها و نعمتهاى آن بهره ميبرد همچنان كه همين دنيا براى مؤمن زندانست ، جلوگير لذّات و مانع شهوات اوست . و در حديثى پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به حضرت فاطمه عليها السّلام فرمود اى فاطمه ، تلخى دنيا را فرو بر ، براى شيرينى آخرت ، و نيز روايت شده كه يكى از يهودان ، تنگ دست و ژوليده سر راه امام حسن عليه السّلام را كه بر استرى خوشرو سوار بود و لباس نيكو بر تن داشت ، گرفت و گفت جدّ شما پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميفرمايد دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است ، پس من در زندان و تو در بهشتى حضرت فرمود اگر ميدانستى چه عذابهائى در انتظار تو است ، يقين ميكردى كه با همه اين ناراحتيهايت هم اكنون در بهشتى ، و اگر نيز آنچه ( از ثواب و نعمت ) در آخرت براى من مهيّاست بهبينى ، يقين ميكنى كه من در اينجا در زندان رنج مىبينم ، پايان سخن راوندى . سخن ما : بنا بر اين فرمايش حضرت دو احتمال دارد : يكى اينكه مؤمن غالبا در دنيا گرفتار بدحالى و زحمت و ترس است ، ولى كافر غالبا در وسعت و امنيّت و رفاه است ، و اين منافات ندارد كه گاهى مؤمنى پيدا شود كه حالش خوب يا كافرى